X
تبلیغات
حــــامـد زمـــانـی
بسم رب الشهدا ...

و برای کسی که هنرش را صرف اعتقاداتش میکند..
هرچند که این کوچک است...

حامد زمانی متولد شهر میمه ، قاری قرآن ـ مداح اهل بیت و خواننده آهنگهای ارزشی و انقلابی بوده و کارشناس ارشد علوم سیاسی از دانشگاه تهران می باشد. حمایت ما از حامد تنها حمایت از افکار و اهداف انقلابی و ارزشی وی بوده است.
===========
این پایگاه غیر رسمی است و هیچ ارتباطی با شخص آقای حامد زمانی ندارد
==========
hamedzamani.blogfa.com
كد لوگوي ما
سنگر های مجازی
شهاب3
لینکستان
شخم بزن اسرائیل را
ابر برچسب ها

kkkll



دانلود آهنگ بهارم


پیشکشی به همه ی مادران شهدا- فیلم شیار ۱۴۳ ( برداشتی از کلیپ تصویری مادر شهید صبوری)
شاعر: حامد زمانی- یاحا کاشانی
آهنگساز:  حامد زمانی
تنظیم: نیما نورمحمدی
میکس و مسترینگ: شاهین منصوری، علی درخشنده
کاری از حزب الله سایبر





شهاب3

توسط : عمار |  


http://www.martyr.in/wp-content/uploads/2013/08/z6iagj1zzwtkzehe7ud.jpg
بهارم حامد زمانی برای مادران شهدا
کلیپی بسیار زیبا از نصر تی وی با صدای حامد زمانی به مناسبت روز تکریم مادران و همسران شهدا

 به گزارش پایگاه بچه حزب اللهی های هوادار حامد زمانی , همزمان با سالروز وفات حضرت امّ البنین(س) مادر ادب و مهربانی کار جدید حامد زمانی با عنوان " بهارم" با موضوعیت تقدیر و تکریم مادران و همسران شهدا به سفارش حزب الله سایبر، تقدیم به همه مادران صبور شهدای دفاع مقدس کرده است.

حجم ویدیو: 52.90 مگابایت
مدت زمان: 04:47







دانلود تصویری بهارم..





برچسب ها : کلیپ تصویری بهارم حامد زمانی, کلیپ تصویری مادران شهدا حامد زمانی, دانلود کلیپ بهارم حامد زمانی, دانلود کلیپ آهنگ حامد زمانی برای مادران شهدا

شهاب3

توسط : عمار |  


http://mwfpress.com/images/docs/000020/n00020278-r-b-001.jpg

روز ملی فناوری هسته ای با آرمیتای حامد زمانی

ترانه این اثر متعلق به محمد مهدی سیار و آهنگساز آن حامد زمانی است که توسط امید رهبران تنظیم شده است.

متن ترانه:

آرميتا(محمد مهدي سيار)
 
حسابش رفته از دستم كه امروز
دُرُس چن روزه نيستي ديگه پيشم
دُرُس چن روزه دور از چشم مامان
با قاب عكس تو هم گريه ميشم
 
دُرُس چن روزه كه عطر سلام ت
نپيچيده يه بارم توي خونه
كه رو لبخند تو، تو قاب عكست
ميريزه اشكاي من دونه دونه
  
كدوم دستي تو رو از من جدا كرد؟
الهي كه...الهي كه بميره
مامان ميگه دعاهام مستجابه
مامان ميگه كه آه من ميگيره
 
 همه ميگن كه اين كارا هميشه
كار روباه پيره، كار گرگه
توي نقاشيام رنگش سياهه
همه ميگن يه شيطون بزرگه
 
بابا غصه نخور، اين درد دل بود
توي نقاشيام فردا قشنگه
نگه دار تا هميشه خنده هاتو
بدون فرداي آرميتا قشنگه






برچسب ها : دانلود صوتی آرمیتا حامد زمانی, دانلود آهنگ روز هسته ای حامد زمانی, دانلود دُرُس چن روزه كه عطر سلام ت, دانلود فرداي آرميتا قشنگه

شهاب3

توسط : عمار |  

[تصویر:  mmexport13848639215352.jpg]
به گزارش پایگاه بچه حزب اللهی های هوادار حامد زمانی ، حامد زمانی خوانند انقلابی کشورمان در وبلاگش نوشت:
بسم الله
تابستون سال ۸۵ بود…
چند ماه قبلش پدرم همه ی داراییش رو که یه سواری معمولی بود به قیمت ۷میلیون تومن فروخت وبا همون پول قرارداد یه آلبوم موسیقی رو با یه شرکت تولید آلبوم موسیقی (از اون شرکتای کلاهبردار موسیقی که ۹۰ درصدشون از این قاعده مستثنی نیستند و از عشق جوونای مردم به موسیقی سوء استفاده میکنند) امضا کردم… امضای قرار داد با دو نفر به اسامی سهراب.ق و امیر حسین.م
چند ماه گذشت … تابستون شد و من همچنان امیدوار و مغرور…
نه پولی داشتم و نه جای خوابی…
شاید دو ماه یه بار با فروختن شعری یا ملودی ای صد تومن ته جیبم رو میگرفت…
اوضاع سختی بود تا اینکه با یه پیشنهاد از طرف مدیر همون شرکت مواجه شدم: ساختن دو تا شعر و ملودی در روز به ازای جای خواب یا خوابیدن در دد روم (اتاق ضبط) استودیو از ساعت ۱۱ تا ۷ صبح!
پیشنهاد بدی نبود! یعنی من میتونستم ساعت ۱۱ شب برم اونجا و اما میبایست قبل از ورود کارکنا بزنم بیرون!
چاره ای نداشتم…
پس پذیرفتم…
اما داستان به اینجا ختم نمیشد…
شاید بپرسید چرا باید قبل از ورود کارکنا میزدم بیرون؟
نمیخوام بگم تیپ و ظاهرم خیلی مذهبی بود…نه!… اما از اونجایی که فشار روحی خیلی روم زیاد بود…
از یه طرف غرورم اجازه نمیداد برای امرار معاش از خونواده ای که هر چی داشتن برای من گذاشته بودن طلب پول کنم…
از طرف دیگه احساس تنهایی شدیدی میکردم… برای همین همیشه دستم یا یه تسبیح بود یا مفاتیح تا فقط با ذکر خودمو بتونم آروم کنم …
شماها خوب میفهمید چی میگم… چون حتما این روزا رو داشتید… اما این تسبیح و مفاتیح دلیل یا بهانه ای بود که من باید قبل از ورود کارکنا میزدم بیرون… چون آقای مدیر عقیده داشتن اینا باعث میشه مشتریای ما بپرن و دیگه نیان اونجا!!! یه دلیل دیگه اش تیپمو لباسام بود… چون تمام ماه هایی که من اونجا بودم… من بودم و همون یه دست لباس… اما تو تموم اون روزا نذاشتم خونوادم از اوضاعم مطلع باشن… همیشه پشت تلفن از به کام بودن ایام و روبراه بودن اوضاع کار و آلبوم براشون میگفتم… خونواده ای که هیچی برام کم نذاشته بودن… اما بخاطر اینکه میدونستم پدرم همه ی داراییشو برای راه من گذاشته بود هربار که صحبت از ریختن پولی به حسابم میکرد خجالت میکشیدم و غرورم اجازه نمیداد که قبول کنم…
گفتم که: داستان به اینجا ختم نمیشد…
از یه طرف هزینه ی خورد و خوراک هر روزه برام ممکن نبود و از طرف دیگه فقط نزدیکی به خودش بود که منو امیدوار نگه میداشت…
برای همین تصمیم گرفتم روزای مونده به ماه رمضون رو روزه بگیرم… اینو همه ی آقایون و خانمای اون دفتر و دوست دخترا و پسراشون میدونستن… تخریبها و تحقیرها به کنار… اینکه با وقاحت حتی تو ماه رمضون به خودشون اجازه میدادن جلوی من غذا بخورن و حتی بعد از افطار به فکر حرمت روزه داری نباشن که شاید چندین روزه سحری و افطاریش چیزی جز یه لیوان شیر و کیک نبوده، حال منو از قبل بدتر میکرد…
حرفی که میخوام بزنم از اینجا شروع میشه:
دو شب در هفته به هر دلیل توی اون دفتر، مهمونی (پارتی) بر پا بود!
پس من مجبور بودم شبهایی رو بیرون از استودیو صبح کنم…
استدیو توی عباس آباد (خ شهید بهشتی) بود…
و یه همچین شبایی رو من مجبور بودم تا صبح قدم بزنم و فکر کنم…
و وقتی دیگه پاهام جون نداشت، تنها مامن من پارک اندیشه (میدون پالیزی) بود…
دو تا نیمکت توی اون پارک هست که شاهد داستان اون روزهای منه که هنوزم همونجایی هستن که بودن…
سالها گذشت و گذشت…
اتفاقهای خوب و بد زیادی رخ داد…
اتفاقهایی که شاید دونه دونه شو که حاوی درسهایی باشه همینجا براتون بگم…
همیشه برای خواننده کنسرت یعنی موفقیت!
یعنی کارت به جایی رسیده که مردم حاضرن بیان برای آهنگات وقت بذارن و هزینه کنن…
روزها گذشت و گذشت تا روز اولین کنسرت من در فرهنگسرای اندیشه…
من و بچه ها مشغول sound check بودیم…
برای اینکه یه نفسی تازه کنم زدم از سالن بیرون.. توی راهرو… از پنجره ی فرهنگسرا بیرون رو نگاه کردم:
دو تا نیمکت… توی کادر پنجره… هنوز همونجا بودن!
یه نفس عمیق کشیدم…
دو تا اشک نا خود آگاه چکید روی گونه هام…
زیر لب دوباره گفتم…
این بار با اطمینان بیشتری:
“الله اکبر
الله اکبر
اشهد ان لا اله الا الله…

اشکامو پاک کردم و رفتم داخل سالن پیش بچه ها…










برچسب ها : ماجرای خوابیدن حامد زمانی روی نیمکت پارک

شهاب3

توسط : عمار |  

http://mikhkob.com/wp-content/uploads/2014/03/%D8%A7%D9%86%D8%AF%D8%B1%D9%88%DB%8C%D8%AF.png


نرم افزار اندروید حامد زمانی با عنوان صدای بیصداها

به گزارش پایگاه بچه حزب اللهــی های هــوادار حــامد زمانی نرم افزار "صدای بیصداها" اولین پلیر زیبای مخصوص موسیقی های آقای حامد زمانی برای اندروید به صورت رایگان می باشد که بالاخره بعد از 2هفته تلاش توسط اعضای وبلاگ شیعه آباد به لطف خدا به پایان رسیده است و به زودی در پایگاه بچه حزب اللهــی های هــوادار حــامد زمانی میتوانید آن را دانلود نمایید.


توضیحات درباره نرم افزار :

***صدای بی صداها***
نرم افزار صدای بی صداها مجموعه ای گلچین شده از بهترین آهنگ های آقای حامد زمانی می باشد
این نرم افزار حاوی 25 قطعه از بهترین موسیقی های این هنرمند ارزشی می باشد که برای سهولت دسترسی شما در قالب محیطی زیبا و تاثیر گذار جمع آوری شده است
ویژگی مهم این نرم افزار در اختیار داشتن یک هاست اختصاصی است
به این صورت که شما با اتصال به اینترنت و انتخاب ترک دلخواه خود، با یک کلیک آن را دانلود می کنید.
این باعث می شود که :
1- حجم نرم افزار کم باشد.
2- تنها موسیقی های دلخواه را دانلود کنید!
ضمنا حجم تمامی فایل های موسیقی بین1 الی4 مگابایت می باشد.
در نظر داریم تا در ورژن های بعدی اضافه کنیم:
1- امکان استفاده از تصاویر درون نرم افزار به عنوان بکگراند
2- امکان استفاده از موسیقی ها به عنوان زنگ موبایل
3- قراردادن مصابحه های صورت گرفته با حامد زمانی
4- بررسی بازتاب فعالیت های حامد زمانی در فضای مجازی و رسانه ها




دانلود صدای بی صداها









برچسب ها : دانلود اندروید حامد زمانی, نرم افزار اندروید حامد زمانی, نرم افزار صدای بیصداها, دانلود نرم افزار صدای بیصداها

شهاب3

توسط : عمار |  

حامد زمانی در نقد وهابیت... به زودی..


افسران - حامد زمانی در نقد وهابیت... به زودی...

عکس از افسران








برچسب ها : حامد زمانی و وهابیت, دانلود آهنگ ضد وهابیت حامد زمانی, دانلود وهابیت حامد زمانی, ترانه ضد وهابیت حامد زمانی, آهنگ ضد وهابیت

شهاب3

توسط : عمار |